شمس الدين حافظ
172
سفينه حافظ ( فارسى )
حرف خ ( 2 غزل ) [ اى چشمت از خمار سياه و سفيد و سرخ ] 1 * [ 1 ] شماره مسلسل 141 اى چشمت از خمار سياه و سفيد و سرخ * اى دستت از نگار سياه و سفيد و سرخ گل پيش روى تو بخجالت همىشود * روزى هزار بار سياه و سفيد و سرخ سازم فداى يكسر مويت گرم بود * روزى هزار بار سياه و سفيد و سرخ حافظ رديف اين غزل از بهر امتحان * آورد در قطار سياه و سفيد و سرخ [ 99 دل من در هواى روى فرّخ ] 2 * [ 2 ] شماره مسلسل 142 دل من در هواى روى فرّخ « 1 » * بود آشفته همچون موى فرّخ بجز هندوى زلفش هيچكس نيست * كه برخوردار شد از روى فرّخ سياهى نيكبختست آنكه دايم * بود همراز و همزانوى فرّخ شود چون بيد لرزان سرو آزاد * كه گر بيند قد دلجوى فرّخ بده ساقى شراب ارغوانى * به ياد نرگس جادوى فرّخ دو تا شد قامتم همچون كمانى * ز غم پيوسته چون ابروى فرّخ نسيم مشك تاتارى خجل كرد * شميم موى عنبر بوى فرّخ اگر ميل دل هركس بجائيست * بود ميل دل من سوى فرّخ غلام خاطر آنم كه باشد * چو حافظ چاكر هندوى فرّخ
--> ( 1 ) فرخ بمعنى ميمون و مبارك ، و در اينجا اشاره بشخصى است كه مورد نظر گوينده غزل است . [ 1 ] پاورقى غزل 1 - اين غزل در يكتائى ديده شده و از حافظ نمىداند ، خلخالى احتمال قوى مىدهد كه از حافظ نباشد و در سودى و قدسى هم نيست . [ 2 ] پاورقى غزل 2 - هاشم رضى باتكاء عرفات العاشقين نوشته كه اين غزل مال بهاء الدين زنگانى است .